این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :



دنیای دروغگوها ، چرا دروغ می گویند ؟


زمان تقریبی مطالعه 10دقیقه
هيچكس از كودكي دروغگو به دنيا نيامده است. همه انسانها راه فكر كردن و توجيه اعمال خويش را از ديگران می آموزند. درستي يا نادرستي از طريق كلمات و اعمال ديگران به ما القا مي شود و ما اين كلمات و اعمال را در ذهنيات خود تلفيق كرده، سرانجام شخصيت خود را شكل مي دهيم.
 
چرا دروغ می گوییم؟
دروغ می گوئیم تا ضعف های خود را از دیگران پنهان کنیم
دروغ می گوئیم تا شنونده را گمراه کنیم
دروغ می گوئیم تا توجه دیگران را به خود جلب کنیم
دروغ می گوئیم چون از عواقب راستگوئی میترسیم
دروغ می گوئیم چون می ترسیم
 
دروغگوئی در کودکان: 
دروغ گفتن يكي از رفتارهاي متداول كودكان است. كودكان در اين سن و سال معمولاً به دو شكل دروغ مي گويند كه نخستين آن خيال پردازي است، كودك با جعل داستان يا با طرح مبالغه آميز بعضي از واقعيات، اغلب خواسته خود را با ما درميان مي گذارد و غيرمستقيم از اميالش صحبت مي كند. در اين صورت بهتر است كه پدر ومادر در تأييد خواسته ی  كودك حرف نزننداما خواسته ی او را درک کنند. دروغ نوع دوم ، دروغي است كه بزرگترها هم مي گويند و آن رابه حساب دروغ مصلحت آميز مي گذارند تا به جاي نتيجه بد، نتيجه خوب بگيرند. در اين مرحله از رشد كودك تنها كار درست را در خواسته  ی خود مي جويد و با استفاده از دروغ براي رسيدن به خواسته اش ترديدي به خود راه نمي دهد. در اين موارد بايد به كودك تفهيم كنيم كه از راستگويي و صداقت او خوشحال مي شويم بايد بداند كه دروغ و دروغگويي را دوست نداريم. بايد توجه داشت كه اين مسأله در سنين بالاتر رفتاري ناپسند است كه به كودك شخصيت ساختگي و تصنعي مي بخشد.
نتایج و پیامد های دروغگوئی کودکان:
هرگاه كودك شما در موقعيت نامطمئن و ناامن قرار گيرد و احساس خطر يا حقارت كند به گفتن دروغ متوسل مي شود. كودك دروغگو به گفته هايش ايمان ندارد و به طور قاطع و صريح حرف نمي زند، به تدريج اعتماد خود را به ديگران از دست مي دهد و نسبت به اطرافيان بدبين مي شود.
 
 
 بــــررســــــی علل دروغگويـــــــي
همانطور كه قبلاً هم اشاره شد يكي از علتهاي دروغگويي آموزش نادرست خانواده است. در خانواده اي كه پدر و مادر و ديگر اعضاي آن همواره به يكديگر دروغ مي گويند نمي توان انتظار داشت كه كودكي راستگو تربيت شود.
 
۱ـ دروغگويي كودك ممكن است براي جلب توجه اطرافيان باشد. چنانچه كودكي در خانواده يا مدرسه مورد بي توجهي اطرافيان قرار گيرد، براي نشان دادن خود و جلب توجه آنان ممكن است به گفتن دروغ در زمينه هاي گوناگون متوسل شود.
 
۲ـ كودكاني كه نسبت به دوستان و اطرافيان خود احساس كمبود مي كنند، ممكن است براي جبران كمبودها در زمينه هاي گوناگون نظير شغل والدين، محل سكونت، وضع تغذيه، دوستان و تفريحات و سفرها به دروغ متوسل شوند و درون آشفته ونگران خود را به آن وسيله به طور موقت تسكين دهند.
 
۳ـ ترس نيز از ديگر عواملي است كه موجب دروغگويي مي شود. اگركودك به سبب راستگويي تنبيه شود، در آينده براي نجات و رهايي از مجازات به دروغگويي متوسل مي شود. بايد اذعان كرد كه سختگيريهاي افراطي و برخوردهاي خشن والدين ومربيان با كودك از علل مهم دروغگويي كودك محسوب مي شود.
 
۴ـ گاهي نحوه بيان و برخورد والدين و مربيان با كودك او را به دروغ گفتن وامي دارد و به او دروغگويي را مي آموزد. به عنوان مثال والدين به كودكي كه مرتكب عمل خلافي شده است اصرار مي ورزند كه او اين كار را انجام نداده است بلكه ديگري مثلاً همسايه يا دوست يا برخي موجودات خيالي سبب آن بوده اند. در اين حالت والدين علاوه بر آنكه كودك را دروغگو بار مي آورند او را به گريز از قبول مسئوليت رفتارش نيز وامي دارند.
 
۵ـ انتظار و توقع بيش از حد از كودكان و مقايسه آنان با دوستان وهمكلاسيها در زمينه هاي گوناگون از ديگر عوامل دروغگويي كودكان مي شود دراين صورت كودك از طريق دروغ مي تواند هم بر احساس حقارت خود به طور موقت غلبه يابد و هم والدين را راضي و خشنود سازد و نظر آنان را به سوي خود جلب كند.
 
 
 
 
 
 درمـــــــــان دروغگويــــــي
براي پيشگيري و درمان دروغگويي، والدين و مربيان بايد واقعيات را بپذيرند و با رفتار خود به كودك بياموزند كه گفتن واقعيات به هر صورتي كه باشد مقبول است و موجبات تنبيه و آزار كودك را فراهم نخواهد كرد. اگر كودك پي ببرد كه والدين و مربيان او را براي دروغگويي تشويق و براي راستگويي تنبيه نمي كنند به تظاهر در رفتار و جعل واقعيت نخواهد پرداخت، همچنين والدين و مربيان بايد از طرح پرسشهايي كه كودك به آنها به احتمال قوي پاسخ نادرست خواهد داد خودداري كنند. در صورت مشاهده دروغ، والدين و مربيان نبايد شتابزده عمل كنند و به تنبيه كودك مبادرت ورزند بلکه باید شنونده ی خوبی باشند و فرزند خود را راهنمایی کنند.
 
 براي بازداشتن كودك از دروغگويي و اصلاح رفتار آنان بايد روش برخورد باتوجه به موقعيت انتخاب شود كه برخي از روشها به اختصار عبارت است از:
 ۱_ نشــــــان دادن ارزش راســـــت گفتــــن :
در وهله اول كودك بايد دريابد كه دروغگويي كار نادرست و ناپسند و راستگويي عملي باارزش و پسنديده است. كودك بايد ارزش راست گفتن را درعمل تجربه كند. والدين و مربيان نبايد در برابر دروغهاي كودكان برآشفته شوند و او را كتك بزنند. بيان نتايج زشت و تلخ دروغگويي به صورت داستان براي آنها مي تواند در آموزش عواقب تلخ دروغگويي مفيد واقع شود. همچنين اگر والدين و مربيان، كودك را در خلوت ( نه در جمع ) در جوي محبت آميز و پرعطوفت با مضرات و نتايج دروغگويي آشنا سازند و به پند دادن او بپردازند، در جلوگيري و نيز درمان دروغگويي مي تواند مؤثر باشد.
 
 ۲_ اجــــازه بيان احساســـات :
كودك بايد احساسات خود را آزادانه ابراز كند و در صورتي كه بيان احساسات، باعث آزار و اذيت اطرافيان شود بايد به كودك آموخت كه به تدريج اين احساسات را جايگزين احساسات خوشايند سازند و نبايد براي احساساتش تنبيه شود. براي نمونه اگر كودكي از برادر كوچكش خوشش نمي آيد، بايد به او اجازه داده شود كه احساساتش را بيان كند، پس از شنيدن نظر كودك، والدين بايد ضمن تحليل رفتار خود با كودك و يافتن علل پيدايش چنان احساسي به راهنمايي كودك و تغيير رفتار و احساسات او مبادرت ورزند. در مواردي كه كودك مرتكب كار خطايي شده ولي راست مي گويد، بايد به ملايمت و به طور صحيح به او تذكر داده شود كه رفتارش درست و پسنديده نيست و بايد آن را تغيير دهد. هشدار به كودك، همدردي با او در مواردي كه لازم است، ناديده گرفتن حرفهاي كودك و بي توجهي به آنها از روشهايي است كه در مواقع مشخص مي تواند براي پيشگيري و درمان دروغگويي كودكان استفاده شود.
 
 ۳_ تعـــــــديل انتظارات از كــــــودكان :
والدين و مربيان بايد از هر كودك انتظاراتي داشته باشند كه با واقعيات و امكانات او منطبق است در غير اين صورت، دروغگويي كودك تقويت و تشديد خواهد شد. چون كودك توان عملي ساختن خواسته هاي اطرافيان را ندارد به گفتن دروغ متوسل مي شود بنابراين از كودك بايد انتظارات در حد توانش داشته باشيم.
 
دروغگویی کودکان نشانه مشکلات بزرگ‌تر 
زمانی که کودکی به سن مدرسه می‌رسد، دلایل دروغگویی پیچیده‌تر می‌شود. فرار از  از تنبیه همچنان عامل اصلی دروغگویی است، اما دروغگویی راهی برای افزایش قدرت بچه و حس کنترل وی است، یعنی با سر به سر دوستان گذاشتن، با گزافه‌گویی و یاد گرفتن اینکه می‌تواند سر پدر و مادرش کلاه بگذارد. 
وقتی بچه‌ها پا به دبستان می‌گذارند، بسیاری از آنان دروغگویی به همشاگردان را به‌عنوان یک سازوکار مواجهه آغاز می‌کنند تا ناراحتی خود را بیرون بریزند یا جلب توجه کنند. هرگونه افزایش ناگهانی دروغگویی علامت خطر است و نشان می‌دهد چیزی در زندگی بچه به گونه‌ای تغییر کرده است که وی را آزار می‌دهد. 
تلوار می‌گوید: دروغگویی اغلب نشانه مشکل رفتاری بزرگ‌تری است. این کار راهبردی برای بقاست. در مطالعات معلوم شده است اکثریت بچه‌های ۶ ساله‌ای که مکرراً دروغ می‌گویند، تا ۷ سالگی از آن دست می‌کشند. اما اگر دروغگویی راه موفقیت‌آمیزی برای مقابله با موقعیت‌های دشوار باشد، بچه به آن عادت خواهد کرد. حدود نیمی از بچه‌ها چنین وضعیتی پیدا می‌کنند و اگر در ۷ سالگی هنوز زیاد دروغ می‌گویند، احتمالاً این عادت در تمام دوره کودکی و حتی در سنین نوجوانی و جوانی ادامه خواهد یافت.
 
 
 
 
 
روش درمان: 
براي درمان دروغ گويي بايد هر چه زودتر به رفع علت آن اقدام نمود. براي اينکار يک دوره روان درماني طولاني به منظور نوسازي شخصيت و رشد جنبه هاي عاطفي، اخلاقي و وجداني ضروري است. والدين نبايد درحضور کودک و نوجوان دروغ بگويند و بايد سعي کنند او را به حقيقت امر آگاه سازند.
 
 
دروغگویی بیمارگونه
 
اگر دروغگوئی در زمان کودکی و نوجوانی درمان نشود ممکن است فرد دروغگو را دچار حالتی کند که به ان دروغگوئی بیمارگونه می گوئیم.دروغگویی بیمارگونه به بیماری دروغگویی وسواسی گفته می شود. در این وضعیت فرد بدون هیچ دلیل یا انگیزه ای، درمورد واقعیت ها دروغ می گوید. درواقع فرد باور دارد که چنین دروغهایی حقیقت دارند و بیشتر اوقات واقعیت را اشتباهی تلقی می کند و درمورد واقعیت ها داستانسرایی می کند. بیمار دروغگو فردی است که همیشه دروغ می گوید. این فرد داستان خود را طوری می سازد که حتی ممکن است با این تصور که دیگران را تحت تاثیر می گذارد، به آن عمل کند.
فرد مبتلا به بیماری دروغگویی همیشه در حال فریب دادن اطرافیان خود است تا ارزش اجتماعی خود را بالا ببرد. بیمار دروغگو دچار یک اختلال یا مشکل ذهنی جدی است که باید اصلاح شود. در اکثر موارد ، فرد از این واقعیت آگاه است که دروغ می گوید و این کارش اشتباه است. این افراد در حدی دروغ می گویند که برایشان به شکل عادت درمی آید.
بیمار دروغگو آرزو دارد در همه کارها عالی باشد و به همین دلیل برای رسیدن به این کمال در چشمان دیگران، شروع به دروغ گفتن می کند. اوایل ممکن است به خاطر تفریح و سرگرمی دروغ بگوید اما تدریجاًاین عادت در او ثابت می شود تا جاییکه فراموش میکند به که چه گفته  و حتی فراموش می کند که دروغ گفته .
چرا دروغ می گوییم؟
همه آدم ها گاهی دروغ می گویند. برای اکثر ما، این دروغ ها، دروغ هایی کوچک و مصلحت آمیز هستند مثل اینکه با وجود بدمزه بودن غذا، به آشپزی بگوییم که شام خیلی خوشمزه ای بوده است. این دروغ ها برای این است که احساسات کسی جریحه دار نشود.
اما دروغهایی هم هست که آسیب می زند. مردهایی که خیانت می کنند به همسرانشان می گویند که تادیروقت کارمی کرده اند. صاحبان شرکت ها به سرمایه گذاران می گویند که شرکت خیلی خوب در حال رشد است، درحالیکه اصلاً اینطور نیست. اما پیدا کردن دلیل این دروغ ها هم خیلی ساده است. آزاردهنده هستند(و نادرست)اما انگیزه آنها مشخص است.
اما آنهایی که دروغ گفتنشان هیچ دلیل مشخصی ندارد چه؟ افرادیکه شغل های خیلی خوبی دارند، اما به اطرافیانشان شغل اصلی خود را نمی گویند. کسانیکه درمورد محل تولد خود دروغ می گویند، درمورد آخرهفته، و حتی اینکه شام چه خوردند دروغ می گویند. کسانیکه همیشه و در همه احوال دروغ می گویند و این دروغ ها هیچ دلیل مشخصی هم ندارد.
دروغگویی بیمارگونه می تواند از احساس عدم امنیت ناشی شود. کسانی که می خواهند زندگی بسازند که سر زبان هم باشد. و مشکلات واقعی زندگی را به راحتی نادیده بگیرند. این تصور هم وجود دارد که افرادیکه همیشه دروغ می گویند، در تشخیص واقعیت از خیال مشکل دارند. وقتی چنین فردی دروغی می گوید، خیلی زود خودش هم باور می کند که چنین اتفاقی افتاده است. این امکان هم وجود دارد که مغز این افراد متفاوت با مغز افراد عادی کار می کند. 
 
زندگی کردن با یک دروغگو
گاهی اوقات خیلی راحت می توان تشخیص داد که فردی دروغ می گوید. داستانهایی که می بافند با عقل جور درنمی آید. اما متاسفانه بعضی از این دروغگویان در کار خود خیلی ماهر هستند. شاید سالها طول بکشد تا مچ یکی از این دروغگوها گرفته شود. 
 
وقتی واقعیت فاش می شود
کشف اینکه یکی از دوستان نزدیک شما و یا حتی نامزدتان به شما دروغ می گفته، واقعاً ناراحت کننده است. آن فرد می تواند فردی باشد که شما به او اعتماد کرده بودید. هیچوقت نمی توانید بفهمید که چطور باید روی چنین فردی تکیه کنید و به او اطمینان کنید.
مشخص نیست که آیا این دروغگویان می توانند درمان شوند یا خیر. خیلی افراد عقیده دارند که مشاوره می تواند به این افراد برای بالا بردن اعتماد به نفشان کمک کند.. به نظر می رسد که دروغگویی های بیمارگونه می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. شاید بعضی ها یاد بگیرند که چطور این دروغ ها را متوقف کنند اما اکثراً نمی توانند. 
 
بمانید یا بروید؟
دوست بودن با یک دروغگو، یا بودن در هر رابطه ای با این افراد، بسیار دشوار است. بعضی افراد که با چنین دروغگوهایی زندگی کرده اند پیشنهاد می کنند که به آرامی دروغهای آنها را برملا کنید مثلاً بگویید که "چه می گویی این اصلاً با عقل جور درنمی آید" یا اینکه "مطمئنی همچنین اتفاقی افتاده؟". خیلی های دیگر هم تصمیم می گیرند که به رابطه شان با این دروغگوها خاتمه دهند تااینکه بمانند و دروغهای بیشتر بشنوند. اگر این فرد دروغگو را دوست داشته باشید، یکبار هم که شده روش های درمانی را برای او امتحان کنید. شاید ارزشش را داشته باشد. خیلی از این دروغگوها خودشان می دانند که مشکل دارند و دوست دارند که آنرا برطرف کنند.
 

این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :



هيچكس از كودكي دروغگو به دنيا نيامده است. همه انسانها راه فكر كردن و توجيه اعمال خويش را از ديگران می آموزند. درستي يا نادرستي از طريق كلمات و اعمال ديگران به ما القا مي شود و ما