این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :


بررسی کامل شش ويژگي ارتباط در سازمان

بررسی کامل شش ويژگي ارتباط در سازمان


زمان تقریبی مطالعه 16دقیقه
 
در روابط سازماني شش مشكل عمده وجود دارد كه كاربرد گوش كردن انعكاسي در رفع آنها مناسب به نظر مي رسد . چهار مورد از اين مشكلات مربوط به گويندگان است و دو مورد ديگر در ميان شنوندگان رواج دارد . اولين مشكل گوينده آن است كه كلمات براي افراد مختلف ، معاني متفاوتي دارند . مشكل دوم اين است كه مردم اغلب پيامهاي خود را به صورت رمز و به گونه اي بيان مي كنند كه معاني واقعي آنها پوشيده و پنهان است . سوم اينكه مردم بيشتر در حول و حوش و پيرامون موضوع مورد نظر صحبت مي كنند آنان در حالي راجع به يك موضوع خاص صحبت مي كنند كه موضوعات ديگر برايشان از اهميت بيشتري برخوردار است و بالاخره بسياري از مردم در برقراري ارتباط با احساسات خود و نيز در كنترل سازنده آنها با مشكل مواجه اند . شنوندگان نيز مشكلات خاص خود را دارند آنان به سادگي نسبت به پيام گوينده دچار حواس پرتي مي شوند و اغلب پيام را از طريق فيلترهايي مي شنوند كه عملاً بيشتر مطالب گفته شده را تحريف مي كنند حال بهتر است هر يك از اين مشكلات را به شكل دقيقتري بررسي كنيم . 
كلمات ، ابزارهاي ارتباطي كم – دقت 
بيشتر تجاربي كه تمايل زيادي به بيان آنها داريم به خوبي در كلمات و جمله ها جاي نمي گيرند ما قادر نيستيم منظور خود را با دقت بيان كنيم . توفيق زبان در انتقال اطلاعات ، بيش از اندازه بزرگ جلوه داده شده است . ايده ها همچون هوايي كه به درون اتاقي وارد شده و از در و پنجره هاي باز آن خارج مي شــوند به درون كلمات رفته و از آنها خــارج مي شوند . 
گوش كردن انعكاسي ، ارتباط را بهبود مي بخشد زيرا به شنونده كمك مي كند تا درك خود را از آنچه گوينده گفته است مورد كاوش قرار دهد . شنونده منعكس كننده ، در بخش هاي مختلف گفتگو برداشت خود را از گفته هاي طرف مقابل به زبان خويش تكرار مي كند و در نتيجه اگر برداشت اشتباهي روي داده باشد گوينده مي تواند آن را بلافاصله تصحيح كند . 
دخالت حدس و گمان در درك معناي رمز گوينده 
گاهي اوقات ما به احساس  دوسوگرايي و ترديد شديدي نسبت به تمايلمان براي ارائه يك توضيح صحيح و روشن در مورد خود دچار هستيم . بخشي از وجود ما به طور جداگانه مايل است كه ما را به فردي ديگر بشناساند و بخشي ديگر مايل است كه ما را همچنان ناشناخته و در اختفا باقي نگهدارد بنابراين اغلب متوجه مي شويم كه به شكلي مبهم راجع به افكارمان و از آن مبهمتر راجع به احساساتمان صحبت مي كنيم .
 همه ما تمام زندگي خود را صرف رمزگذاري پيامهاي خويش و از رمز خارج كردن پيامهاي ديگران كرده ايم .
متاسفانه تنظيم پيامهاي رمزي هميشه تا اين حد خوشايند نيست چرا كه ما اغلب فراموش مي كنيم اين نكته را در نظر بگيريم كه آيا لازمست پيام فرد ديگر را از رمز خارج سازيم يا نه بايد به پيامهاي مناسب توجه نمائيم .
يكي از دلايل اصلي ارتباط اشتباه آن است كه از رمز خارج كردن گفته هاي ديگران هميشه از طريق حدس و گمان انجام مي گيرد  لذا مي بايستي از حدس و گمان پرهيز نمود . 
شايد مشكل فعلي ، مهمترين مشكل نباشد .
مردم به ندرت مكالمه را با در ميان گذاردن مواردي شروع مي كنند كه بيشترين اهميت را براي آنان دارد . 
هر فردي بخشهاي متعددي از وجود خود را پنهان نگه مي دارد هر كسي تا حدي ناشناس سفر مي كند اما با وجود اين اغلب ما بيشترين تمايل را براي بحث در مورد همان چيزهايي داريم كه آنها را به دقيق ترين شكل پنهان مي سازيم اين مشكل به پديده اي منتهي مي شود كه عموم مردم آن را حاشيه رفتن يا در پيرامون موضوع بحث كردن مي نامند گوينده مستقيماً به اصل مطلب نمي پردازد و در واقع حتي ممكن است كه به نكته اصلي آنچه مي خواهد بگويد نيز اشاره اي نكند. اشتياق گوينده براي صحبت در مورد يك موضوع او را مجبور به گفتگو با شما مي كند اما ممكن است اضطراب او در مورد همان موضوع باعث شود كه به صحبت در زمينه كاملاً متفاوتي بپردازد .
گوينده ممكن است خود نسبت به هيجانهايش نابينا بوده و يا توسط آنها نابينا شده باشد . 
در جامعه ما مردم عموماً در حوزه احساسات خويش با دو مشكل مواجه اند از يك سو آنان از هيجانهاي خود آگاه نيستند و از سوي ديگر گاه احساسات با چنان نيرويي در آنها به جوش مي آيد كه عقل و خرد كارايي خود را از دست مي دهند شخص خود را به شكلي خطرناك غيرقابل كنترل مي يابد و قادر نيست سرنوشت خويش را در اختيار گيرد موقعيت اول هنگامي روي مي دهد كه ما نسبت به احساسات و هيجانهايمان كور هستيم و وضعيت دوم معلول نابينا شدن ما توسط اين احساسات است اما به هر حال و در هر دو موقعيت گوش كردن انعكاسي روشي است كه مي تواند مفيد واقع شود .
بسياري از شنوندگان به آساني ، دچار حواس پرتي مي شوند . 
بسياري از شنوندگان وقتي كه گوينده صحبت مي كند به سادگي دچار حواس پرتي شده و در خيالات و اوهام خود غرق مي شوند همچنين هر فردي حداقل چند فيلتر يا صافي هيجاني دارد كه برخي از معاني يا منظورهايي را كه براي او فرستاده مي شوند متوقف يا تحريف مي كند اكنون بايد به راههايي بپردازيم كه از طريق پاسخهاي انعكاسي به شنونده كمك مي كند تا به شكلي موثر با اين مشكلات مواجه شود .
 
فيلترها ، شنيده هاي شنونده را تحريف مي كنند . 
سالها تجربه و شرطي شدن مغز را به گونه اي برنامه ريزي كرده است كه بتواند احساسات شنيداري دريافت شده را كنترل كند . همانطور كه يك منشي بسيار گرفتار و كارآمد مكاتبات را دسته بندي مي كند و فقط مهمترين نامه ها را براي مرور شخصي مدير خود كنار مي گذارد ، برخي از صداها نيز بلافاصله ناديده گرفته مي شوند در حالي كه برخي صداهاي ديگر توجه كاملي را به خود متمركز مي كنند . 
آزمون درستي : مجرايي براي صميميت
از آنجا كه براي همه انسانها بسيار دشوار است كه هر آنچه را در ذهن و قلب خود دارند به طور واضح بيان كنند و از آنجا كه تا اين حد براي ما سخت است كه بدون حواس پرتي يا تحريف به حرفهاي ديگران گوش دهيم به شدت نيازمند آزمايش درست بودن (درك خود ) از گفتگوهايمان مي باشيم . شنونده كارآمد براي بررسي ميزان درستي مكرراً اصل مطلبي را كه شنيده است براي ارزيابي هماهنگي درك خود با منظور گوينده منعكس مي كند . 
عمل ، بهترين راه رفع شك و ترديد 
توضيح بخشي از منطق گوش كردن انعكاسي به بسياري از مردم كمك مي كند تا تصديق كنند كه چرا اين روش گوش كردن ، بهتر مي تواند تفاهم بين فردي را تسهيل كند . اين نظريه كه به مشاركت يا توافق آگاهانه مي انجامد ، به فرد ديگر امكان مي دهد كه راههاي نوين برقراري رابطه را تجربه كند آن هم نه فقط به اين دليل كه شخصي مقتدر از آن روشها حمايت مي كند بلكه به اين دليل كه ذهن خود او نيز با آن موافق است و گذشته از موارد ديگر ، قابل فهم نيز هست . 
اغلب مردم هنگامي كه با مهارتهاي گوش كردن انعكاسي آشنا مي شوند نسبت به مناسب بودن اين مهارتها براي زندگي خود مشكوك هستند و در اولين استفاده خود از اين روشها احساس ناراحتي و ساختگي بودن مي كنند . اما چنين احساسي فقط يكي از مراحل پيشرفت آنها در مهارت انعكاس است و اگر به استفاده خود ادامه دهند به زودي اين مرحله را پشت سر مي گذارند برخي از افراد شكايت دارند كه اين روش بسيار ساختارمند است اما وقتي مي بينيم كه كل ارتباط به شكلي اجتناب ناپذير ساختارمند است ، و وقتي تصديق مي كنيم كه ساختار ، مانع بيان سبك شخصي انسان نمي شود در مي يابيم كه اين شكايت چندان درست نيست و باز برخي از مردم معتقدند كه اين روش مانع از خود انگيختگي يا خود جوش بودن رفتار آنان مي شود اما از اين جهت نيز گرچه ارزش قائل شدن براي بسياري از انواع رفتارهاي خود جوش خوب است اما آسيبي كه كاربرد برخورد موانع به وجود مي آورد باعث مي شود كه پاسخهاي انعكاسي جذابتر به نظر برسند . 
هرگاه مردم به اين شش ويژگي ارتباط سازماني و بشري توجه كنند گوش كردن انعكاسي آنان معنادارتر مي شود : 
1) كلمات براي افراد مختلف ، معاني متفاوتي دارند . 
2) مردم در اغلب موارد پيامهايشان را به صورت رمز در مي آورند . 
3) افراد ، مكرراً راجع به مشكلات فعلي صحبت مي كنند در حالي كه موضوع ديگري هست كه براي آنان اهميت بيشتري دارد .
4) گوينده ممكن است نسبت به هيجانهايش بي توجه باشد و يا توسط آنها كور شده باشد . 
5) شنوندگان ، اغلب به سادگي دچار حواس پرتي مي شوند .
6) شنوندگان از طريق فيلترهايشان مي شنوند كه مقدار زيادي از آنچه را كه گفته مي شود تحريف مي كنند . 
گوش كردن انعكاسي ، امكان بررسي درست بودن درك شنيده ها و نيز مجرايي را فراهم مي سازد كه از طريق آن صميميت و توجه منتقل مي شود . 
تفسير زبان تن 
از آنجا كه بخش زيادي از ارتباط بين فردي را ارتباط غيركلامي تشكيل مي دهد تفسير زبان تن يكي از مهمترين مهارتهاي لازم در گوش كردن اثربخش است . عناصر غيركلامي ارتباط به خصوص در درك احساسات شخصي ديگر اهميت بسيار دارد مردم اغلب مي كوشند كه احساساتشان را از طريق كنترل رفتارهاي غيركلامي خود مخفي نگهدارند اما اين كار در مقايسه با تلاشهاي مربوط به پنهانكاري كلامي معمولاً از موفقيت كمتري برخوردار است . چنان كه اكثر هيجانها بر اثر تلاشهاي ما براي كنترل تظاهرات غير كلامي تراوش مي كنند . رهنمودهاي زير ، خواندن و يا تفسير بهتر زبان بدن را تسهيل مي كنند :
_ بر سودمندترين نشانه ها متمركز شويد ، حالت چهره ، بيان كلامي ، وضع اندام ، حركات بيانگر و اعمال ارائه شود. 
_ رفتارهاي غيركلامي را در بافت مخصوص آن تعبير و تفسير كنيد .
_ به ناهماهنگي ها توجه كنيد .
_ از احساسات و واكنشهاي جسماني خويش آگاه باشيد .
_ گاه ممكن است كه زبان بدن ، بسيار واضح و آشكار باشد و گاه ممكن است كه رمزگشايي آن كار بسيار دشواري به نظر برسد . هرگاه شنونده قادر باشد درك خود را از زبان بدن فرستنده به شكل مناسبي منعكس كند ، ارتباط تا حد قابل توجهي بهبود مي يابد . 
بهينه سازي مهارتهاي انعكاسي 
رهنمودهايي براي گوش كردن بهتر 
وقتي افراد ياد گرفتند كه به گوينده توجه كنند ، سرنخهاي ارائه شده توسط او را در ضمن گفتگو تعقيب كنند و به انعكاس اصل محتوا يا احساس او بپردازنـد ، آماده خواهند بود كه مهارت هاي انعكاسي خود را بهبود بخشند . رهنمـودهاي زير مي تواند به شما كمك كنند كه شنونده بهتري باشيد . 
تظاهر به فهميدن نكنيد 
مواقع بسياري وجود دارد كه شما به عنوان شنونده ، آنچه را كه شخص ديگر مي گويد نمي فهميد زيرا يا ممكن است شما به دليل خيال پردازي و فكر كردن به آنچه قبلاً و در اوايل گفتگو مطرح شده است دچار اشتباه شده باشيد و يا خود گوينده نتوانسته باشد منظور خويش را به طور واضح بيان كند . گر چه مردم عموماً تظاهر مي كنند كه به شكلي توجه آميز گوش مي دهند و آنچه را كه در آن موقعيتها بيان مي شود به طور كامل مي فهمند اما من معتقدم كه عدم تظاهر از اهميت زيادي برخوردار است . درك و فهم درست نيازمند آن است كه شنونده ابتدا اقرار كند كه گم شده است و سپس براي بازگشت به مسير اصلي تلاش كند . 
به گوينده نگوييد كه مي دانيد او چه احساسي دارد . 
وقتي كه افراد شروع به گوش كردن انعكاسي مي كنند بسياري از آنان جمله اي مثل « دقيقاً مي دانم چه احساسي داري » را بر زبان مي آورند . در حاليكه دلايل متعددي وجود دارد كه نشان مي دهد چنين جملاتي پاسخهاي مناسبي نيستند . نخست اينكه اين جملات واقعيت ندارند حتي در بهترين حالت برداشت ما از احساسات فرد ديگر فقط يك حدس قريب به يقين است و هرگز كسي نمي تواند به طور كامل درك كند .
 به پاسخهاي خود تنوع بدهيد . 
براي بيان يك عبارت فرضي ، تنها يك پاسخ صحيح وجود ندارد انسان مي تواند به وسيله سكوت ، تشويقهاي كوتاه ، توضيح ، انعكاس معنايي و يا انعكاس تلخيصي پاسخ دهد . همچنين مي توان عنوان نمائيم كه در انعكاس معاني ، چگونه مي توان نحوه بيان فرمول را كمي تغيير داد تا پاسخ طبيعي تر به نظر رسد . 
زمان گوش كردن انعكاسي 
مواقع بسيار زيادي وجود دارد كه در آن مي توان از مهارتهاي گوش كردن انعكاسي استفاده كرد . 
برخي از اين مواقع عبارتند از : 
_ قبل از اقدام 
برخي شركتهاي تجاري كه به همه كارگران خود آموزش داده اند تا قبل از اقدام كردن به توضيح موضوع بپردازند ، هزاران ريال صرفه جويي مالي كرده اند ارتباط بين فردي ، اغلب موجب گمراهي مي شود . وقتي كه از شخصي خواسته مي شود تا كاري را انجام دهد يك توضيح ساده از موثرترين ابزارهايي است كه او مي تواند براي بررسي ميزان درست بودن مورد استفاده قرار دهد.
برخي از شركتها در پايان جلسات زماني را در نظر مي گيرند تا افراد بتوانند مراحل عملي را كه انتظار مي رود انجام دهند و يا در نتيجه جلسه به عنوان مسئول ان انتخاب شده اند توضيح دهند . برخي ادعا مي كنند كه اين نوع از كاربرد توضيح ، نتايج جلسات را تا حد زيادي بهبود بخشيده است .
_ قبل از بحث يا انتقاد 
اگر مردم واقعاً آنچه را كه فرد ديگر در حال بيان آن است درك مي كردند امكان اجتناب از بسياري از مشاجره ها فراهم مي شد. در طول بحثهاي داغ ، چقدر شنيده ايد كه فردي مي گويد : « اين همان چيزي است كه من مي خواهم بگويم » اغلب مردم به اين دليل خود را درگير بحث مي كنند كه متوجه نيستند هر دو نظر يكسان و مشابهي در مورد موضوع مورد بحث دارند . حتي وقتي عقيده فردي با عقده شخصي ما مخالف است از طريق گوش كردن انعكاسي مي توانيم علت رسيدن به اين عقيده و در نتيجه علت عدم توافق را درك كنيم و از آن چيزهاي تازه اي بياموزيم .
هنگامي كه فرد ديگر ، احساساتي شديد را تجربه مي كند ، يا مي خواهد از مشكلي صحبت كند . 
هنگامي كه فردي شديداً خوشحال ، شادمان يا ذوق زده است فرصت انعكاس گفته هاي او فراهم شده است و به همين قياس ، وقتي كه شخصي افسرده ، آشفته ، خشمگين يا عصبي است ، زمان آن است كه انسان شنونده اي منعكس كننده باشد . وقتي فردي براي صحبت در مورد مشكلي به ما مراجعه مي كند زمان آن است كه به شكل انعكاسي و در همان حال كه او به بهترين راه حل مشكلش نزديك مي شود به حرفهايش گوش كنيم . 
وقتي فرد ديگر به طور رمزي صحبت مي كند .
هنگامي كه پي برديد فرد ديگر پيام خود را به صورت رمز در مي آورد بايد بدانيد كه او با موضوع و يا مشكلي مواجه است كه بيان آن را دشوار مي يابد . بهترين راه كمك به چنين فردي گوش كردن فعالانه است . گوش كردن انعكاسي در اين مواقع به از رمز خارج كردن پيام و آشكار نمودن مضمون واقعي چيزي كه گوينده مي كوشد بگويد كمك مي كند . 
 
وقتي فرد ديگر مي خواهد احساسات و افكار خود را به نظم درآورد . 
در برخي از مواقع بسيار مفيد است كه موضوعي بدون رسيدن به هيچ برنامه يا اقدام خاصي فقط با يك دوست در ميان گذارده شود . اما متاسفانه برخي شنوندگان وقتي مي بينند كه گوينده بدون تكميل فرآيند حل مشكــل آنـان را ترك مي كند ناراحت مي شوند .
وقتي كه گفتگوي مستقيم متقابل جريان دارد . 
در بسياري از موقعيتهايي كه گوش كردن مناسب است بايد توجه به گوينده متمركز شود در واقع منابع و امكانات هر دو طرف بر او متمركز است . اما در گفتگوي مستقيم متقابل هر دو طرف به شكلي مساوي در كانون مكالمه سهيم هستند.طرفين گفتگو را آغاز مي كنند و آنچه را كه طرف مقابل مي گويد منعكس مي كنند . در اين وضعيت فرد هنگامي كه گفته هاي طرف مقابل را منعكس كرد به بيان ديدگاه هاي خود نيز مي پردازد . گفتگوي مستقيم متقابل به ندرت ممكن است براي صحبتهاي جزئي مناسب باشد . اين نوع گفتگو هنگامي از اهميت زيادي برخوردار است كه يا از مسائل بسيار مهمي ، براي يك يا هر دو طرف صحبت مي شود و يا تعارض و كشمكشي وجود داشته باشد . 
وقتي كه با خود حرف مي زنيد .
متخصصان علم پزشكي مي گويند كه همه ما با خودمان حرف مي زنيم . اما وقتي موضوع مهمي در بين است بايد آن قدر با دقت به حرفهاي خود گوش دهيم كه بتوانيم به تصميم صحيحي دست يابيم . معمولاً وقتي كه كسي با خود حرف ميزند يا به ندرت به گفته هاي خويش گوش مي دهد و يا برخي از مانع هاي عمده را براي خود صادر مي كند . 
هنگام برخورد با ايده هاي جديد در يك كتاب ، يك سخنراني و يا كار 
در اين زمان بايد افكار جديد را از كاركنان گرفت و سپس جهت اجراي ايده هاي جديد اقدام نمود . 
زمانهاي نامناسب براي گوش كردن به شكل انعكاسي 
زماني كه دليل خاصي براي گوش كردن انعكاسي وجود ندارد ، نبايد بر انجام آن اصرار داشت . مواردي وجود دارد كه نيازهاي فرد ديگر به شما علامت مي دهند خود را براي منعكس كردن آماده كنيد با وجود اين اگر كاربرد گوش كردن انعكاسي در يك رابطه هميشگي باشد براي رابطه مضر و زيان بخش است . رابطه هنگامي پيشرفت مي كند كه با لحظات صميمانه و بدون اضطراب متعددي همراه باشد . وقتي رابطه هميشه به نفع يكي از طرفين فعال باشد به زودي براي هر دو طرف ناگوار مي شود .
 
وقتي نمي توانيد پذيرا باشيد .
هنگامي كه به شكل انعكاسي گوش مي دهيد فرد ديگر آماده مي شود كه دفاع از خود را كنار بگذارد و در برابر شما بسيار آسيب پذير مي شود . اگر در هنگام انعكاس اخلاق گرا و قضاوت كننده باشيد و يا به شكلي عدم پذيرش خود را بروز دهيد ، اين امكان وجود دارد كه او بيش از زماني كه شما مي توانستيد به صورتي قضاوت آميز پاسخ دهيد آسيب ببيند پس اگر احساس مي كنيد كه بايد شخصي را با حرفهاي خود نابود كنيد بهتر است اين كار را در ابتداي كار و بدون اينكه به نظر برسد در مقام كمك هستيد انجام دهيد . 
وقتي كه مطمئن نيستيد فرد ديگر ، خود مي تواند راه حل مشكلش را پيدا كند .
در اين زمان چنانچه كاركنان تمايل به حل مشكل خويش ندارند نمي بايستي در اين رابطه اصرار ورزيد .
وقتي از فرد ديگر جدا نيستيد .
با مراودات خويش به مشكلات افراد گوش نمائيد .
وقتي از گوش كردن به عنوان راهي براي استتار خود استفاده مي كنيد .
برخي از افراد پيوسته در نقش شنونده قرار مي گيرند آنان به ندرت به افشاسازي خود مي پردازند و به ندرت تاثير نيرومندي بر ديگران مي گذارند . آنان شنوندگان واقعي نيستند و از گوش كردنهايشان نيز معمولاً هم براي خود آنان و هم براي ديگران اختلال آميز است . برخي ديگر از انعكاس براي محافظت از خود در برابر هيجانهاي منفي فرد ديگر استفاده مي كنند . 
وقتي با احساس شديد تحت فشار بودن ، به ستوه آمدن و يا نقصان مواجه مي شويد . 
توانايي درك مواقعي كه براي گوش دادن به صحبتهاي يك شخص خاص بهترين فرد ممكن نيستيد اهميت زيادي دارد شايد خويشتن دروني شما آنقدر آشفته باشد كه نتوانيد در زمان حاضر ، شنونده خوبي براي ديگران باشيد . درك اين موضوع براي خود من هم مدتي به طول انجاميد ، اما به تدريج واقعيت را پذيرفتم هر فردي در زندگي خود به چند شنونده نياز دارد . 
خبرهاي خوب و خبرهاي بد 
خبر خوب آن است كه گاهي اوقات گوش كردن تجربه اي زيباست و خبر بد آن است كه گوش كردن مي تواند زحمتي عظيم باشد به گفته يك شنونده هر اقدام به گوش كردني كه كاملاً ماشيني نباشد عذابي شخصي است .
 
بطور كلي مي توان در زمينه حل مسائل مطروحه فوق اينگونه مطرح نمود .
مردم اغلب مي پرسند كه وقتي فرد ديگر دچار مشكل مي شود آيا مي توان كاري بيش از كاربرد مهارتهاي گوش كردن انجام داد يا نه . در چنين مواردي پاسخهاي افزايشي ، گرچه گاه خطرآميز هستند ، اما مي توانند بر مبناي اعتمادي قبلي مورد استفاده قرار گيرند . پاسخهاي افزايشي شامل پاسخ دادن از طريق لمس ، فراهم كردن اطلاعات واقعي ، عمل كردن و اقدام ، هدايت فرد ديگر در جريان اجراي روشهاي حل مشكل ، ارجاع ، خود افشاسازي به موقع ، مواجهه و گفتگوي من و تو است . معمولاً معقول ترين اقدام ، پس از ارائه پاسخهاي افزايشي استفاده از پاسخهاي انعكاسي است . 
گوش كردن در عين آن كه اغلب موجب شادماني است ، فعاليتي بسيار دشوار نيز هست كه نبايد آن را با بي توجهي آغاز كرد . اگر گوش كردن به خوبي انجام شود ، موجب زحمت شنونده است و اگر به شكلي ضعيف انجام گيرد موجب زحمت گوينده خواهد شد .
 

این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :