این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :



کودک درون شما چگونه بزرگ شد؟


زمان تقریبی مطالعه 9دقیقه
پايه و اساس نظريه تحليل رفتار متقابل مبتني بر چند نظريه كليدي مي باشد كه سبب برتری این اين نظريه از ساير ديدگاه هاي روان شناسي است. اصول اين نظريه بر شناخت از احساسات و تفكرات پايه_ريزي شده است و همين طور از تكنيك هاي رفتاري نيز بهره هاي فراواني گرفته است. 
حالات خود
شخصیت انسان از سه حالت «خودآگاه» تشکیل شده است، رفتارهای پیچیده بین انسان‌ها را قابل فهم کرد. هر حالت «خودآگاه» یک مجموعه ی کامل از احساسات و افکار و رفتارهایی است که ما با استفاده از آن‌ها واکنش نشان می‌دهیم. سه وضعیت والد و بالغ و کودک و فعل و انفعال بین آن ها پایهٔ نظریهٔ تحلیل رفتار متقابل را تشکیل می‌دهند. این مفهوم‌ها به خیلی از زمینه‌های مشاوره روان درمانی و تحصیل راه پیدا کرده‌اند.
والد
قسمتی از رفتار، افکار و احساسات انسان است که به دلیل تقلید ناخودآگاه از کارهایی که پدر و مادر انجام می‌دادند و یا برداشت ما از رفتار آن ها است. والد از دو قسمت والد سرزنشگر (مثبت و منفی) و والد حمایتگر مهربان (مثبت و منفی) تشکیل شده است.
مجموعه ای از باید و نبایدها ، پندها، دستورات اخلاقی، قوانین اجتماعی و مسایلی از این دست که با برداشت از نگرش ها و رفتار در ناخودآگاه فرد ذخیره شده است. هر چیزی که انسان در دوران کودکی از والدین می بیند و یا می شنود را به صورت قوانین زندگی ثبت می کند و هرگاه به راه کاری نیاز دارد به آن ها رجوع می نماید .
صرف نظر از خوبی یا بدی این قوانین و احکام، به عنوان حقایق محض و تخطی ناپذیر در ذهن ثبت شده اند. زیرا از مرکز اهمیت جهان، سرچشمه ی ایمنی خانواده و از سوی آدم بزرگ ها گرفته شده است.
هر رفتار والد نهی کنند و دستور دهنده است
کسانی که شخصیت والد قویی دارند به کودک درونی خودشان و دیگران آزار می رسانند و کمترین نیازهای کودک درون شان را ارضا نمی کنند. طرز شناسایی والد با اوامر و دستورها و جملات شرطی شده ای است که به دیگران می دهد. 
مردان و زنانی که والد قدرتمندی دارند و همیشه در حال نهی رفتار و افکار دیگران هستند، خسته کننده ترین آدم ها می باشند و اکثر کودکان از دست آن ها فراری اند، بجز کودکانی که والدپذیری قوی دارند(زورگویی را می پذیرند – پنجره اول: خودکم بینی _ حقارت). 
والد از مظاهر قدرت كپي شده و ضبط هاي ويدئويي رفتار و گفتار پدر و مادر نسخه برداری می کند. والد سلطه گر، محدودكننده و قانون گذار است البته در عين حال مهرورز و تسلي بخش می باشد. والد گنجينه سنت ها و براي بقاي تمدن حياتي است و در موقعيت هاي مبهم و ناشناخته كه بالغ اطلاعات كافي در اختيار ندارد، والد بهترين مبنا براي تصميم گيري است.
والد به 2 دسته تقسيم مي‌شود:
والد حمایتگر: با علاقه از دیگران حمايت مي كند. قدرتمند و كارآمد است، به همین دليل به او احترام مي گذارند. مانند پليسی صميمي، اما محكم و جدي.
والد سرزنشگر: همان گونه که پیداست انگشت بر نقاط ضعف و ایرادات افراد می گذارد. اطرافیان از عملكردش دچار ترس و واهمه می شوند. باعث مي شود تا ديگران حس بدی نسبت خود پیدا كنند. او محترمانه حكم نمي كند چون قدرت نظارت یا ریاست بر ديگران را دارد بر آن ها امر و نهي مي كند. 
 
 
 
رویکردها
بهترین راه مهار والد توجه مناسب به کودک درون است تا نیازهای خویش را ارضا کند . دستوراتی که از والد درونی صادر می شود را بابد مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم. افراد خلاف کار و جانی های بالفطره، والد ضعیفی دارند و یا اصلا والد ندارند. ما به هیچ روی نباید در صدد نابودی این بخش از شخصیت وجود خود باشیم، چون در آن صورت کودک بد درون طغیان خواهد کرد و دیگر عاملی برای سرکوب او وجود نخواهد داشت . شناخت هر یک از شخصیت فرضی درونی در جهت به دست آوردن مهارت مدیرت به موقه و استفاده به جا از آن هاست.
بالغ
قسمتی از رفتار که در مکان و زمان معنی می یابد. مثلاً رعایت قوانین حین رانندگی؛ یعنی شرایط زمان و مکان را دریافت کرده و بر اساس آن تصمیم به رانندگی صحیح گرفته‌ایم. درحقیقت افکار و احساسات انسانی و پاسخ منطقی به اتفاقات حال حاضر است. تقویت بالغ یکی از اهداف تحلیل رفتار متقابل است.
بالغ به تدريج رشد مي كند
بالغ اصولا اطلاعات را براي پيش بيني ها و تصميم گيري ها گردآوري و پردازش مي كند. بالغ یعنی عقل و منطق و بهترين ارزياب واقعيات است و هنگامی کامل می شود که فرد سال ها با دنياي اطراف و اجتماع در تعادل و تعامل باشد. 
بالغ تمامی اطلاعات را پردازش، احتمالات را بررسی و تصمیم گیری می کند. اهل قضاوت نیست و حقایق را می بیند و نقش میانجی بین کودک و والد شخصیت انسان را برعهده دارد. چون تحت تاثير عواطف قرار ندارد مي تواند درخواست هاي والد و كودك را واقع بينانه ارزيابي كند. بالغ با واقعيت موجود تطبيق و هماهنگي دارد که براي بقا لازم است. از حدود ده ماهگی کودک قادر به ارزیابی است. 
انتخاب و تصمیم گیری بالغ می تواند تفاوت میان آن چه به او یاد داده شده و آن چه را خودش احساس کرده تشخیص دهد. 
بالغ متعادل کننده ی رفتارهای کودک و والد است. بالغ همان طور که از نامش پیدا است، تابع احساسات نمی شود و هرکاری را با فکر و انجام می دهد و به دیگران دستور نمی دهد . شخصیت بالغ سرد و خالی از هرگونه لذت کودکانه است، برای همین باید شخصیت کودک خوب و بالغ را درون هر انسانی به کرسی نشاند تا هم خوب فکر کرده هم کارهایش را خوب انجام دهد و هم از کودک درونش لذت ببرد. 
ناگفته نماند منهدم کردن کودک به اندازه ی نابود شدن هرکدام از دیگر شخصیت ها فاجعه آفرین است، کسی که کودک آزرده و یا بدون کودک باشد ( به خصوص والد قوی ) دیگر از چیزی لذت نمی برد و زندگی برایش یک افسردگی طولانی مدت است .
تضادهای درونی انسان مستقیما با «حالات من» سر و کار دارد، و بالغ در اغلب موقعیت های تنش زا می تواند مهار شخصیت را در دست بگیرد.
برای قدرت بخشیدن به بالغ باید درست فکر کرد
 
کودک
قسمتی از رفتار، افکار و احساسات انسان که تکرار و بازنواخت دوران کودکی است. مثلاً کسی که نتیجه خوبی در کارهایش می‌گیرد با یک لبخند درخشان پاسخ می‌دهد. کودک به بخش های مختلفی مثل: طبیعی، منزوی، تربیت شده و پرخاشگر تقسیم می‌شود.
شخصیت آلوده
انسان ها هر سه جنبه ی شخصیت (والد_ بالغ_ کودک) را در وجود خود، با شدت و ضعف دارند. ولی محتویات هر یک (والد_ بالغ_ کودک)، یعنی تجارب کسب شده دوران کودکی، و ترتیب و تاثیر آن ها (تقدم و تاخر حالات) در افراد مختلف متفاوت است. 
اگر این سه جنبه در هرکسی به طور مجزا باشد، یا فرد بر اثر تمرین و آموزش مهارت جدا نگه داشتن آن ها را کسب کرده باشد، اوضاع طبیعی و روبراه است، در غیر این صورت با مشکلی به نام آلودگی و طرد، یعنی تداخل حالات شخصیتی باهم (والد بالغ = تعصب) یا (کودک بالغ = توهم) مواجه خواهیم بود. تعصب و توهم، هر دو ماحصل آلودگی بالغ با یکی از حالات دیگر است.
تعصب
«تعصب در اوائل طفولیت ایجاد می شود و توسعه پیدا می کند. در دورانی که درهای هرنوع پرس و جوی طفل به دست پدر و مادر حمایت کننده بسته است. انسان کوچک از ترس توبیخ پدرومادر جرات باز کردن این در را ندارد»(وضعیت آخر – اریک برن_ ترجمه ی اسماعیل فصیح_ ص121).
حتما باچنین افرادی برخورد کرده اید و می دانید منطقی صحبت کردن با آن ها چه کار مشکل یا بیهوده_ای است. با دلیل و برهان بیشتر افراد متقاعد می شوند، اما در بالغ این افراد تکه ای از والد مثل یک تخته سنگ چسبیده، و در برابر هر عقیده یا نظر مخالفی می خواهد به هر قیمتی که شده حرف خودش را به کرسی بنشاند. 
جدا از بی منطق بودن این افراد، در حقیقت پافشاری بر عقاید نوعی سنگر حفاظتی و حریم امنیتی برای ایشان فراهم می کند، وریشه ی آن به دوران کودکی بازمی گردد.
«برای بچه امن تر است که حرف پدر دزدش را قبول کند تا دیده و شنیده چشم و گوش خود را. ازاینرو ما با منطق نمی توانیم تعصب را از بالغ به خاطر تعصبی که آن جاست خارج کنیم. تنها راه خارج کردن تعصب این است که او خودش کشف کند؛ دیگر برایش خطرناک نیست که با پدرومادرش اختلاف نظر داشته باشد و بفهمد که او امروز می تواند اطلاعات ذهن خود را توسط بالغ تصحیح کند» (وضعیت آخر – اریک برن_ ترجمه ی اسماعیل فصیح_ ص121).
رفتارهای متقابل (تراکنش)
تراکنش‌ها (رفتارهای متقابل) به کنش‌های انسانی گفته می‌شوند که در پی آن ها از طرف مقابل انتظار پاسخ می‌رود. مثل: سلام کردن، یا جلو بردن دست. پاسخ بستگی به حالت «خود» طرف مقابل دارد. در این مورد خاص_ یعنی سلام کردن_ پاسخ فرد می‌تواند از یک جواب سلام کوتاه تا یک احوال‌پرسی گرم و طولانی متغیر باشد.
تکنیک های تحلیل رفتار متقابل توانایی تشخیص این که طرف مقابل با کدام حالت «خود» رفتار می‌کند را به ما می دهد. ازاینرو می توانیم رفتار بعدی او را پیش بینی کنیم. با به صحنه آوردن این تشخیص می‌توان کیفیت و تاثیر ارتباطات افراد را بهبود داد.
فرض هاي اساسي از تحليل رفتار متقابل 
يكي از اصول مهم و زيربنايي در كار گروهي تحليل رفتار متقابل آگاهي است كه آن يكي از مهمترين فرايندهايي است كه براي تغييرات اساسي در افكار و احساس و رفتارمان از آن استفاده مي كنيم. به نظر برن مراحل تغيير رفتار عبارتند از:
 1_ تخليه ی رواني 
 2_ زدودن عوامل نا مناسب از رفتار
 3_ توصيف و روشن سازي شيوه هاي ارتباط 
در آغاز، آگاهي افراد از مشكلات شان باعث محقق شدن تغييرات اساسي در زندگي آنان مي شود. به عبارتي اگر فرد هيچ شناختي از خود و رفتارش نداشته باشد، پيشرفتي نيز به دست نمي آورد. از ديگر فرض هاي اساسي كه در تحليل رفتار متقابل مطرح مي شود اين است كه همة ما در قبال افكار و احساسات مسئوليت داريم و خود ما هستيم كه اين رفتار و افكار را انتخاب كرده ايم. مسلماً ديگران احساسات ما را به وجود نمي آورند و نحوه پاسخ دادن ما به رفتار و موقعيت هاي ديگران به وسيلة انتخاب هاي ما تعيين مي شود. درنتيجه تحليل رفتار متقابل به عنوان يك نظريه شخصيت داراي سه قسمت اساسي و عمده مي باشد:
1_ ما زماني كودكي بوده ايم، یعنی در شخصيت ما يك كودك نهفته است.
 2_ ما داراي پدر و مادر و يا افرادي در زندگي به عنوان جانشيني براي آنان بوده ايم، زماني كه احساس قدرت مي كنيم يعني والدي در ما وجود دارد.
 3_ اين كه ما چگونه باشيم چندان هم مهم نيست بلكه، آنچه اهميت دارد اين مسئله است كه همة ما براي فكر كردن در مورد مسائل و تجزيه و تحليل آن ها داراي گنجايش و ظرفيتي هستيم به عبارتي توانايي پردازش و حل مسائل را داريم. اين جنبه ی شخصیت، بالغ است.
«از نظر ساختاری تحلیل رفتار عبارت است از برطرف کردن اغتشاش «کودک»، و حل تضادهای کودک و والد. دراصل هدف از تحلیل رفتار متقابل دستیابی به نوعی مهارت اجتماعی در مهار رفتار است. بدین منظور کلی که هر وقت فرد با اشخاصی سروکار داشته باشد که آگاهانه یا ناخودآگاه سعی نمایند کودک یا والد او را فعال کنند، بالغ او بتواند قدرت اجرایی شخصیت خویش را حفظ کند. این نه بدان معناست که در موقعیت های اجتماعی تنها بالغ فعال است، یا باید باشد، بلکه این بالغ است که تصمیم می گیرد چه موقع کودک یا والد را آزاد بگذارد و چه موقع خود مجددا قدرت اجرائی را در دست گیرد.»(تحلیل رفتار متقابل_ اریک برن_ مترجم اسماعیل فصیح– ص93 )
 

این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :



پايه و اساس نظريه تحليل رفتار متقابل مبتني بر چند نظريه كليدي مي باشد كه سبب برتری این اين نظريه از ساير ديدگاه هاي روان شناسي است. اصول اين نظريه بر شناخت از احساسات و تفكرات پا