این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :



مهارت های ارتباطی و نقش آن در زندگی ما


زمان تقریبی مطالعه 8دقیقه
 
با وجود آنكه ارتباط بين فردي جزو بزرگترين پيشرفتهاي بشر به شمار مي آيد ، اما انسانهاي معمولي قادر به برقراري يك ارتباط خوب و موثر نيستند يكي ازجنبه هاي طنزآميز تمدن نوين آن است كه اگرچه توسعه ابزارهاي مكانيكي ارتباط ، از آخرين مرزهاي دست يافتني تخيل نيز گذشته است ، اما اغلب مردم برقراري ارتباط روياروي را كاري دشوار مي يابند .
 هر قدر احساسات دردناكتر ، خجالت آورتر و ناگوارتر باشند افشا كردن آنها حساس تر ، شكننده تر و فشرده تر خواهد بود . بر همين قياس ، اين نكته نيز بسيار نادر است كه افراد براي درك واقعي آنچه طرف مقابل مي گويد با اشتياق به او گوش فرا دهند .
ارتباط ناموثر موجب فاصله بين فردي عميقي مي گردد كه در همه جنبه هاي زندگي و همه بخشهاي جامعه تجربه مي شود . پيامد فروپاشي ارتباط در اغلب موارد تنهايي ، مشكلات خانوادگي ، عدم صلاحيت و نارضايتي شغلي ، فشار رواني ، بيماري جسمي و حتي مرگ خواهد بود . علاوه بر نااميدي شخصي و اندوه ناشي از آن ، در حال حاضر شكاف بين فردي نيز يكي از مسايل عمده اجتماعي در جامعه غمگين ما به شمار مي رود .
پنج مجموعه مهارتي 
مهارتهاي گوش كردن : اين روشها كه فرد را در فهم واقعي گفته هاي ديگران توانا مي سازند شامل راههاي جديدي براي پاسخ دادن هستند . پاسخهايي كه طرف مقابل با مشاهده آنها احساس مي كند مشكلات و احساساتش درك شده اند . هنگامي كه مهارتهاي گوش كردن به نحوي مناسب به كار رود اغلب فرد ديگر ميتواند بدون اتكاء به شما مشكلات خود را حل كند .
مهارتهاي ابراز وجود : اين رفتارهاي كلامي و غيركلامي شما را قادر مي سازد كه احترام خود را حفظ كنيد ، نيازهايتان را ارضاء كنيد و بدون توسل به فريبكاري يا تقلب ، سوء استفاده و يا كنترل افراد ديگر از حقوق خود دفاع كنيد .
مهارتهاي رفع تعارض : اين توانايي ها به شما امكان مي دهد كه با اغتشاش هيجاني همراه با تعارض مواجه شويد ، اينها توانايي هايي هستند كه وقتي بحث شدت گرفته است روابط صميمي تر و دوستانه تري را ترويج مي كنند . 
مهارتهاي حل مشكل اشتراكي : مهارتهايي هستند كه راه رفع نيازهاي تعارض آميز ، راضي نگهداشتن همه افراد گروه و حل مشكلات و تداوم آن را نشان مي دهند .
گزينش مهارت : اين رهنمودها نيز در انتخاب مهارتهاي ارتباطي متناسب با موقعيت به شما كمك مي كنند . 
همه اين مهارتها از ابزارهاي ارتباطي پايه و ضروري براي روابط انساني اثربخش و در حقيقت پايه هاي اصلي اين روابط اند . 
 
مهارتهاي گوش كردن 
اهميت گوش كردن 
مطالعه بر روي افراد شاغل در زمينه هاي متفاوت نشان داده است كه 70 درصد لحظه هاي بيداري آنان به برقراري ارتباط مي گذرد و از اين زمان ، نوشتن 9 درصد ، مطالعه 16 درصد ، صحبت كردن 30 درصد و گوش كردن 45 درصد را به خود اختصاص مي دهد . زمينه يابي هاي ديگر نيز ، بر مقدار زمان زيادي كه افراد شاغل در زمينه هاي مختلف ، صرف گوش دادن مي كنند تاكيد دارد . گوش كردن اثربخش از آن جهت مهم است كه شما زمان زيادي از هر روز را به آن اختصـاص مي دهيد . 
متاسفانه فقط عده معدودي از افراد ، شنوندگان خوبي به شمار مي روند . 
عملاً بي هيچ استثنائي مي توان گفت كه افراد ، در مجموع نمي دانند چگونه بايد گوش كنند . آنان گوشهاي بسيار شنوايي دارند . اما به ندرت توانسته اند مهارتهاي ضروري را كسب كنند كه امكان دهد گوشهايشان براي آنچه گوش كردن نام دارد به كار رود . تقريباً هميشه ، حرفهاي گوينده از يك گوش وارد مي شود و از گوش ديگر خارج مي شود .
در جامعه ما ، يكي از دلايل عمده گوش كردن نامناسب آن است كه بيشتر ما آموزش مقدماتي بسيار عميقي را براي گوش نكردن دريافت مي كنيم .
اغلب ما آموزش ديده ايم كه شنوندگان نالايق باشيم اما از قضا بيش از هر كار ديگري ، وقت خود را صـرف گوش كردن مي كنيم و كيفيت اين فعاليت تاثير شديدي بر ابعاد شخصي و حرفه اي زندگي ما مي گذارد . 
مجموعه مهارتهاي گوش كردن 
براي بسياري از افراد ، يادگيري اينكه چگونه شنونده اي كارآمد باشند ، تكليفي دشوار است اما رويكرد ما به وسيله تمركز بر مهارتهاي منفرد و يا مجموعه هايي كوچك از مهارتها ، فرآيند يادگيري اين تكليف را آسان مي سازد به طوري كه افراد مي توانند در زماني خاص بر روي يك مهارت و يا يك مجموعه متمركز شوند . 
مهارتهاي توجه 
توجه كردن به معناي اختصاص توجه جسمي به فرد ديگر است . گاهي اوقات ما از توجه بعنوان گوش كردن با تمام بدن ياد مي كنيم . توجه كردن ارتباطي غيركلامي است كه نشان مي دهد شما به فرد در حال صحبت ، دقيقاً گوش مي دهيد . مهارتهاي توجه كردن شامل حالت درگير بودن ، تحرك جسماني مناسب ، تماس چشمي و محيط غير مزاحم است . 
اثرات توجه و عدم توجه 
توجه اثربخش ، كارايي بسيار زيادي در روابط بشري دارد . توجه كردن به طرف مقابل نشان مي دهد كه شما به او و صحبتهايش علاقمنديد . به همان نسبت كه توجه نكردن مانع صحبت گوينده مي شود اين مهارت بيان مهمترين موضوعات موجود در ذهن و قلب او را تسهيل مي كند . 
حالت درگير بودن 
از آنجا كه زبان بدن يا تن اغلب با صدايي رساتر از واژه ها صحبت مي كند « حالت درگير بودن ، براي گوش كردن اهميتي بسزا دارد . » ارتباط هنگامي ترويج مي شود كه شنونده با بدني مايل به جلو ، در فاصله اي مناسب رودرروي طرف مقابل قرار گيرد و با وضعيتي گرم و پذيرا ، هشياري همراه با آرامش خود را به او انتقال دهد . 
شنونده خوب در جريان گفتگو از طريق هشياري همراه با آرامش بدني توجه داشتن خود را انتقال مي دهد . هدف ، برقراري تعادل ميان آن نوع از آرميدگي است . 
رعايت يك فاصله مناسب با گوينده ، جنبه بسيار مهمي از گوش كردن است . 
تحريك جسماني مناسب 
حركت مناسب بدن ، براي خوب گوش كردن ضروريست . گوش كردن ، حركت كردن است . گوش كردن ، حركت داده شدن توسط شخص گوينده است به صورت جسمي يا رواني فرد بي تحركي را كه به گوينده خيره شده است مي توان به شكلي معتبر ، بعنوان شخصي ارزيابي كرد كه گوش نمي دهد . 
تماس چشمي 
تماس چشمي اثربخش بيانگر ميل و علاقه به گوش كردن است . اين كار شامل تمركز آرام چشم شنونده بر گوينده و تغيير گاه به گاه مسير چشم از صورت او به بخشهاي ديگر بدن مثل دست در حال حركت و سپس برگرداندن نگاه به صورت تا برقراري مجدد تماس چشمي مي باشد . تماس چشمي ضعيف هنگامي روي مي دهد كه شنونده نگاه خود را از گوينده بر مي گيرد ، يا به شكلي ثابت و مات به او خيره مي شود ، و يا به محض آنكه گوينده او را نگاه مي كند ، او به جاي  ديگري مي نگرد . 
تماس چشمي گوينده را قادر مي سازد كه ميزان پذيرش خود و پيامش را از جانب شما ارزيابي كند اين كار كمك مي كند كه او مشخص سازد وقتي در كنار شما قرار مي گيرد تا چه حد امنيت دارد . 
محيط غيرمزاحم 
توجه كردن شامل ارائه يك توجه كامل و متمركز بر فرد ديگر است. اين كار در محيط هايي كه به مقدار زيادي باعث حواس پرتي مي شوند ، واقعاً غيرممكن است . محيط و غير مزاحم ، يعني محيط جذابي كه ترس آور نبوده و موانع فيزيكي زيادي بين افراد ايجاد نمي كند شرايط تسهيل گفتگو را فراهم مي آورد . 
توجه رواني 
بيشترين چيزي كه از يك شنونده انتظار مي رود حضور روان شناختي اوست . زيرا از او انتظار مي رود كه واقعاً به خاطر گوينده در آن موقعيت حاضر شده باشد . توجه فيزيكي بر حضور رواني مي افزايد وقتي ما در محيط مناسبي قرار مي گيرم ، تماس چشمي كافي و تحرك جسمي مناسبي داريم و قيافه درگير بودن خود را حفظ مي كنيم ، معمولاً توجه روان شناختي نيز بيشتر مي شود چرا كه توجه فيزيكي ما به فرد ديگر كمك مي كند تا حضور رواني ما را هر چه بيشتر احساس كند . 
كار هشيارانه بر روي توجه 
با كمال تعجب در مي يابيم كه بيشتر افراد ، حتي قبل از اينكه مهارتهاي توجه را به آنان بياموزيم ، از دانش غير رسمي و نسبتاً صحيحي در زمينه توجه كردن برخوردارند .  بنابراين اينكه ما براي آموزش مهارتهاي توجه كردن ، چنين تلاشي از خود نشان مي دهيم در واقع به دو دليل است .
قبل از هر چيز ، به اين دليل كه آموزش مهارتهاي توجه درك افراد را نسبت به نحوه توجه كردن دقيقتر مي كند به اين معنا كه افراد بر ميزان آگاهي خود از درك و فهم مبهم و نامشخص قبلي خويش مي افزايند . 
دليل دوم و مهمتر آنكه ما دريافته ايم تمركز بر روشها و مزيتهاي توجه كردن بسياري از افراد را بر مي انگيزد تا كاري را انجام دهند كه اگر چه از قبل با نحوه انجام آن آشنا بودند اما تاكنون از آن غفلت مي كردند تمركز بر مهارت توجه ، به عنوان تجربه اي عمل مي كند كه باعث افزايش آگاهي افراد مي شود و آنان را براي كاربرد اين مهارتها بر مي انگيزد . 
 

این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :



  با وجود آنكه ارتباط بين فردي جزو بزرگترين پيشرفتهاي بشر به شمار مي آيد ، اما انسانهاي معمولي قادر به برقراري يك ارتباط خوب و موثر نيستند يكي ازجنبه هاي طنزآميز تمد