این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :



بخش از یک کتاب جذاب و لطیف


زمان تقریبی مطالعه 4دقیقه
در اینجا بخشی از کتاب مزخرفات فارسی به قلم رضا شکراللهی را با هم می خوانیم :
 
درست است که از زبان فارسی حرف می زنیم و زبان فارسی فقط یک زبان از مجموعه زبانها و لهجه های ایرانی است، اما همزیستی تاریخی َ اجزای این مجموعه و برآمدن زبان فارسی )فارسی دری( از آن میان، ما را با موجودی روبه رو کرده که زندگی و شیرینی آن مرهون بالندگی در ِ همین خانواده بزرگ زبانی است. به آدمی می ماند که توانمندیهای خود را نه صرفا ژنتیک که از محیط خود نیز کسب کرده است. در کنار تأثیر متقابل زبانها و گویشها و لهجه های کردی و لری و بختیاری و شوشتری و گیلکی و ترکی و مازندرانی و طبری و تات و تاجیکی و ...، زبان عربی نیز در بالندگی زبان فارسی تأثیر بسیار داشته است. و البته، به قول زنده یاد سعید نفیسی، »استعانت از زبان بیگانه و آن هم زبان سامی در زبانهای ایرانی، حکم تحمیلی و زورآوردهای نیست که تازیانه اسالم آن را بر سر ایرانیان کوفته باشد، بلکه سند دیرین و شالوده کهن سازی است که کوتاهترین دوره استقرار آن به هزار و پانصد سال و به اوج جهانگیری و شکوه و جالل ساسانیان به روزگار شهریاری خسرو اول انوشیروان میرسد. منتها روزی بود که زبان پهلوی از زبان 12 مزخرفات فارسی آرامی استعانت می َ کرده، روزی رسید که زبان دری جای زبان پهلوی و زبان تازی جای زبان آرامی را گرفت و به همان سنّت دیرین در زبان َدری از زبان تازی استعانت کرد.« زبانهای دیگر نیز کمابیش چنین رابطه ای را با دیگر زبانها برقرار کرده اند تا به صورتهای امروزی رسیده اند. به خصوص همین زبان عربی که واکنشهای افراطی و تعصب آمیز به آن، از هر دو سو، کم نبوده و نیست. همچنان که سعید نفیسی در ادامه همین مقاله، که در سال ۱۳۲۳ منتشر شده، چنین می نویسد: »نفوذ زبان فارسی در زبان تازی به مراتب بیش از آن است که تازیان یا محققان ایرانی، که در زبان تازی کار کرده اند، بدان پی برده اند و دامنه آن محدود به معدودی از کلمات نیست. همین قدر سربسته میتوان اشارت کرد که نه تنها زبان تازی در معانی حقیقی از فارسی عاریت گرفته است، بلکه در معانی مجازی نیز در موارد بسیار تابع زبان فارسی است و همین که دامنه تحقیق گشاده تر میشود، به جایی میرسیم که طرز جمله بندی و تعبیر و جای اجزای جمله را در زبان تازی، ما خوذ از فارسی و گاهی تقلید آشکار از زبان فارسی می بینیم.« ِ نترسید! در پاسداشت زبان فارسی ما همه با هم هستیم و، با این همه، قرار نیست نه این ور بغلتیم نه آن ور. فقط قرار است برخی شیرینی ِ های زبان فارسی را با قاشق یک ویراستار بچشیم که سروکارش با زبان روزمره در رسانه های گروهی، داستانهای ایرانی و به خصوص در انواع و اقسام شبکه های مجازی است. در این راه ممکن است از تیتر روزنامه ها سر دربیاوریم یا از سخنان دولتمردان یا جوکهای روزمره در انواع پیام رسانهای اینترنتی یا نوشته های ساده فیسبوکی یا تابلوها و پالکاردها یا اشعار شاعران کهن و متون ادبی و تاریخی. خالصه آنکه ِ غذایی نخواهد بود که برای چشیدن این شیرینی به آن انگشت نزنیم. و برای آنکه دست خالی از سفره این کتاب بلند نشویم، به همان  »شیرینی« عنوان برمی گردیم که وقتی جشن داریم، شیرینی را با »ها« جمع می بندیم و می گوییم: »شیرینی ها را بیاور« و وقتی می خواهیم در نوشته ای از انواع شیرینی بنویسیم، واژه »شیرینی جات« را استفاده میکنیم. درباره »جات« دهخدا و معین گفته اند که عربها بعضی از کلمه های فارسی مختوم به »ه« غیرملفوظ را با »ات« جمع بسته اند و ایرانیان هم، در مقابل، کلمه هایی را هم که در آخر »ه« غیرملفوظ ندارند ولی به حروف مصوت »ا« یا »ی« ختم میشوند، با »جات« جمع بستهاند؛ مثل مرباجات و طالجات. اما نکته این است که مردم، امروزه، »جات« را ً( گذشته به جای عالم ت جمع که برای مفهوم »گروه و نه مثل )احتمال دسته« به کار میبرند، همانطور که خود شما در استفاده از شیرینی چنین می کنید. منظور شما از »شیرینی جات« انواع و اقسام شیرینی هاست نه  مثال ِ چند عدد شیرینی زبان. به همین قیاس است روزنامه جات، میوه جات و ترشی ِ جات. به گفته یکی از مدرسان معاصر، این »ج« میانجی از صوتهای »نرم خوانی« در زبان فارسی است که مردم آن را به درستی به »ات« می ِ چسبانند و، به جای عالم ت جمع عربی، آن را در معنای »دسته و گروه« به کار می برند. و چه معیاری از زبان مردم راهگشاتر، که بهترین شهد و شکر را برای شیرینی زبان فراهم می کنند!

این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :



در اینجا بخشی از کتاب مزخرفات فارسی به قلم رضا شکراللهی را با هم می خوانیم :   درست است که از زبان فارسی حرف می زنیم و زبان فارسی فقط یک زبان از مجموعه زبانه