این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :



سخنرانی تد در مورد فعالیت زنان خانه دار


زمان تقریبی مطالعه 9دقیقه

سخنرانی خانم جین پو در تد 2018 در مورد فعالیت زنان خانه دار :

من امشب می‌خواهم درباره کاری که سایر کارها را ممکن می‌سازد صحبت کنم، درباره میلیون‌ها زنی که برای کار به خانه‌های ما می‌آیند تک تک روزها. مراقبت از کودکان به عنوان پرستار، مراقبت از عزیزانمان که ناتوان هستند و سالمندانمان، به‌عنوان کارگران مراقبت از خانه، حفظ سلامت در خانه‌هایمان به عنوان نظافت کنندگان. این کاری است که سایر کارها را ممکن می‌سازد. و این کاری است که اغلب توسط خانمها انجام می‌شود، بیش از ۹۰ درصد خانم‌ هستند، عمدتا زنان رنگین پوست. و این کار خودش مرتبط با کاری است که زنان از گذشته انجام داده‌اند.

کاری که به صورت ناباورانه‌ای نامرئی شده و در فرهنگ ما به چشم نمی‌آید. اما از هر چیز دیگری در دنیای ما ضروری‌تر است. کار آن‌ها این را برای همه ما ممکن می‌سازد که بیرون برویم و کارمان را انجام دهیم تک تک روزها، با دانستن اینکه ارزشمندترین جنبه‌های زندگیمان در دستان امنی است. اما ما اینگونه در مورد آن فکر نمی‌کنیم. اینکار تقریباً با نامرئی بودنش معرفی می‌شود. شما می‌توانید به هر محله‌ای بروید و ندانید که کدام خانه‌ها محل کار هم هستند. هیچ علامتی نیست. هیچ لیست یا ثبتی وجود ندارد. و فقط نامرئی است. و این کار حتی به عنوان کار واقعی شناخته نمی‌شود. به آن به عنوان «کمک» اشاره می‌شود.

اغلب بدون نیاز به مهارت در نظر گرفته می‌شود. به عنوان کار حرفه‌ای شناخته نمی‌شود. و نژاد نقش پررنگی در اینکه چگونه برای این کار ارزش قائل شویم داشته است. تعدادی از اولین کارگران خانگی در ایالات متحده زنان سیاه پوست بودند که به بردگی گرفته شده بودند، و محرومیت نژادی برای نسل‌ها شرایط آن‌ها را شکل داده بود. در دهه ۳۰، زمانیکه کنگره قوانین کار را بحث و بررسی می‌کرد که بخشی از قرارداد جدید خواهد بود، و تمام کارگران را تحت پوشش قرار می‌داد، اعضای جنوبی کنگره از حمایت کردن از قوانین کار امتناع می‌کردند اگر آن‌ها از کارگران خانگی و کشاورزان حمایت می‌کردند. آن تاریخچه محرومیت نژادی و کم‌ارزش کردن کار در فرهنگ ما که مربوط به زنان است اکنون بدین معناست که میلیون‌ها زن هر روز کار می‌کنند، به سختی کار می‌کنند و همچنان نمی‌توانند از عهده مخارج برآیند.

آن‌ها حقوق فقر را بدون امنیت شغلی به دست می‌آورند، بنابراین زنانی که برای مراقبت از ما و خانواده‌هایمان روی آن‌ها حساب می‌کنیم با این شغل نمی‌توانند مراقب خودشان باشند. اما کار من در طول ۲۰ سال گذشته دقیقا در مورد تغییر دادن این بوده است. درباره تبدیل کردن این شغل‌ها به شغل‌هایی خوب که به آن افتخار کنید و خانواده‌تان را با آن حمایت کنید. در اتحادیهٔ ملی کارگران خانگی، ما در ایالت‌ها بسیار سخت کار کرده‌ایم تا قوانین جدیدی تصویب کنیم که کارگران خانگی را در مقابل تبعیض‌ها حمایت می‌کند و آزار و اذیت جنسی، که باعث استراحت، و حتی مرخصی با حقوق می‌شود. تا کنون، ۸ ایالت منشور حقوقی کارگران خانگی را تصویب کرده‌اند.

بله. و در زمان دولت اوباما، ما موفق شدیم دو میلیون کارگر مراقبت از خانه را تحت پوشش‌های حداقل دستمزد و اضافه‌کار بیاوریم برای اولین بار از سال ۱۹۳۷. به عنوان جدیدترین کار خیلی هیجان زده هستیم که پلتفرم جدید و قابل انتقال مزایا را برای کارگران خانگی به نام «Alia» راه‌اندازی کردیم، که به کارگران خانگی با چندین مشتری اجازه می‌دهد برای اولین بار به مزایا دسترسی داشته باشند. بنابراین پیشرفت واقعاً مهمی صورت گرفته است. اما امشب این را بحث می‌کنم که یکی از مهمترین چیز‌هایی که کارگران خانگی می‌توانند فراهم کنند در حقیقت چیزی است که آن‌ها به ما می‌آموزند درباره خود انسانیت و درباره اینکه برای ساختن جهانی انسانی‌تر برای کودکانمان به چه چیزی نیاز است. در مواجهه با بی‌اخلاقی شدید، کارگران خانگی می‌توانند قطب‌نمای اخلاقی ما باشند. و این به نظر منطقی می‌رسد، زیرا کاری که آن‌ها می‌کنند برای نیاز‌های اولیه انسان و انسانیت بسیار اساسی است. وقتی ما به دنیا می‌آییم آن‌ها حاضر و آماده هستند؛ آن‌ها چیزی که ما در این دنیا به آن تبدیل می‌شویم را شکل می‌دهند؛ و زمانی که ما آماده رفتن از این دنیا می‌شویم آن‌ها همراه ما هستند.

و تجربه آن‌ها با خانواده‌ها بسیار متنوع است. آن‌ها با خانواده‌هایی که برای آن‌ها کار می‌کنند روابطی دارند که به طور فوق‌العاده‌ای مثبت و از هر دو طرف حمایت‌گرانه است و سالیان سال بطول می‌انجامد. و برعکس آن هم اتفاق می‌افتد. و ما مواردی از خشونت و آزار جنسی دیده‌ایم، از شدیدترین شکل‌های سوءاستفاده و استثمار. ما مواردی از قاچاق انسان را دیده‌ایم. کارگران خانگی در محله‌های فقیر زندگی می‌کنند، و در محله‌های بسیار ثروتمندی سر کار می‌روند. آن‌ها از فرهنگ و نسل‌ها و مرزها و محدودیت‌ها می‌گذرند، و شغل آن‌ها، هرچه باشد، حاضر بودن و مراقبت است __ پرورش دادن، غذا دادن، لباس پوشاندن، حمام کردن، گوش دادن، تشویق کردن، تا امنیت را تضمین کنند، تا از وقار حمایت کنند …

تا هر اتفاقی افتاد مراقبت کنند. من می‌خواهم داستان زنی را بگویم که در اوایل این کار با او ملاقات کردم. اسم او لیلی است. لیلی و خانواده‌اش در جامائیکا زندگی می‌کردند، و زمانیکه او ۱۵ سالش بود با پیشنهاد یک زوج امریکایی مواجه شد که دنبال یک پرستار دائمی بودند که با آن‌ها زندگی کند در ایالات متحده امریکا و در نگهداری بچه‌هایشان به آن‌ها کمک کند. آن‌ها به خانواده لیلی پیشنهاد کردند اگر او بیاید و به عنوان پرستار آن‌ها کار کند، او به امکان تحصیل در امریکا دسترسی خواهد داشت، و حقوقی هفتگی که به خانه فرستاده می‌شود تا از نظر مالی کمک خانواده باشد. آن‌ها نتیجه گرفتند که این فکر خوبی است و تصمیم گرفتند که از این موقعیت استفاده کنند. لیلی وظیفه خودش در توافق را انجام داد و برای پرورش سه بچه کمک کرد. اما تمام ارتباطاتش با خانواده‌اش قطع شد: نه نامه‌ای، نه تماسی. هیچوقت به او اجازه داده نشد به مدرسه برود، و هیچ حقوقی به او پرداخت نشد

 به مدت ۱۵ سال. یک روز او مقاله‌ای درباره یک کارگر خانگی دیگر در روزنامه دید با داستانی بسیار شبیه به خودش، مورد دیگری که در آن موقع روی آن کار می‌کردم، و او راهی پیدا کرد تا به من برسد. او همچنین راهی پیدا کرد تا به برادرش برسد، که او هم آن زمان در امریکا زندگی می‌کرد. با ما دو نفر، ما قادر بودیم به او کمک کنیم که فرار کند. و او کمک یکی از بچه‌ها را داشت. یکی از بچه‌ها بقدری بزرگ بود که درک کند روشی که با پرستارش برخورد می‌شود اشتباه است، و پولی که در طول بچگی‌اش جمع کرده بود به او داد تا برای فرارش کمک کند. اما نکتهٔ این داستان اینجاست. او اساساً به مدت ۱۵ سال برده بود. قاچاق انسان و برده‌داری یک جرم جنایی است.

و بنابراین وکلای او و من از لیلی پرسیدیم، آیا می‌خواهد برای اقدامات مجرمانه‌ای که برایش اتفاق افتاده شکایت کند. و بعد از فکر کردن درباره اینکه معنای آن چیست، او گفت نه، چون نمی‌خواست بچه‌ها از والدینشان جدا شوند. در عوض ما دعوی مدنی دادیم، و در نهایت پرونده را برنده شدیم، و پرونده او فریادی حمایتگرانه برای کارگران خانگی در هر جایی شد. او دوباره به خانواده‌اش ملحق شد و در ادامه برای خودش خانواده تشکیل داد. اما چیزی که در مورد این داستان بسیار برای من عمیق است اینجاست که علی‌رغم دزدیدن ۱۵ سال از زندگیش، این موضوع تاثیری روی مراقبت و مهربانی که او نسبت به بچه‌ها احساس می‌کرد نداشت. و من این را همیشه در کارگران خانگی می‌بینم. در مواجهه با تحقیرها و شکست ما در احترام گذاشتن و ارزش قائل شدن به این کار در فرهنگمان، آن‌ها همچنان حاضر هستند، و مراقبت می‌کنند. آن‌ها خیلی ساده به انسانیت مشترک ما نزدیکند. آن‌ها می‌دانند نوزاد شما دوست دارد چگونه نگه داشته شود وقتی که قبل از خواب شیشه شیرش را می‌خورد. آن‌ها می‌دانند مادر شما چایش را چگونه دوست دارد، چگونه کاری کنند که او علی‌رغم زوال عقل لبخند بزند و داستان بگویند.

آن‌ها به انسانیت ما بسیار نزدیکند. آن‌ها می‌دانند در پایان روز، این افراد بخشی از خانواده‌ها هستند __ مادر یک نفر، مادربزرگ یک نفر، بهترین دوست یک نفر و کودک یک نفر؛ بطور انکار ناپذیری انسان هستند، و بنابراین، یکبار مصرف نیستند. کارگران خانگی می‌دانند اگر فقط یک نفر یکبار مصرف شود، این شرایط بدتر می‌شود. شما خواهید دید که، کم‌ارزش کردن کار خانگی انعکاسی از سلسله مراتب ارزش انسان است که هرچیزی را در دنیای ما تعریف می‌کند، سلسله مراتبی است که به زندگی‌ها و مشارکت گروهی از مردم نسبت به گروه دیگر، بر اساس نژاد، جنسیت، طبقه، وضعیت مهاجرت __ و هر طبقه‌بندی دیگر ارزش می‌گذارد. و آن سلسله مراتب ارزش انسان نیازمند داستانهایی درباره گروه‌هایی از افراد است تا بتواند خودش را حفظ کند. بنابراین این داستان‌ها به صورت عمیقی در فرهنگ ما نفوذ کرده‌اند

درباره اینکه چطور بعضی از افراد کمتر هوشمند هستند، بعضی از افراد دارای بینش کمتری هستند، ضعیف‌تر، لجوج، کمتر قابل اعتماد، کم‌ارزش‌تر و در نهایت، کمتر انسانند. و کارگران خانگی می‌دانند که این شرایط بدتر می‌شود وقتی که ما شروع می‌کنیم که یک کارگر را کمتر از یک کارگر واقعی، یک زن را کمتر از یک زن، یک مادر را کمتر از یک مادر، و یک بچه را کمتر از یک بچه ببینیم. در بهار ۲۰۱۸، دولت ترامپ سیاست جدیدی را برای مرز امریکا_مکزیک اعلام کرد، یک سیاست بدون تحمل، که به اجبار تمام کودکان را از خانواده‌هایشان جدا می‌کند، که برای پناهندگی به مرز رسیده‌اند؛ بچه‌هایی در سن ۱۸ ماهگی، بعد از یک سفر طولانی و دشوار که به دنبال امنیت و شروعی تازه به مرز امریکا_مکزیک رسیده‌اند از والدینشان جدا شده‌اند. هزاران بچه جدا شده‌اند. و به دلیل اینکه آن‌ها مهاجر هستند، با آن‌ها کمتر از کودکان رفتار می‌شود.

درمقابل، من به سازماندهی یک گردهم‌آیی به نام خانواده‌های متعلق به یکدیگر کمک کردم در مرز اورسولا پاترول در مرکز پردازش مک آلن، تگزاس، در روز پدر. داخل آن مرکز پردازش، صدها بچه وجود داشت که نگه داشته شده بودند، پردازش می‌شدند و سپس آماده انتقال به سراسر کشور یودند تا در تاسیساتی صدها مایل دورتر از والدینشان زندانی شوند. من با چشمان خودم دیدم بچه‌هایی که به سن مهدکودک هم نیستند در اتوبوس‌های بی‌نشان، به زندانهایی صدها مایل دورتر فرستاده می‌شدند. و زمانی که از کنار ما رد می‌شدند، از پشت پنجره‌ها ما را نگاه می‌کردند، و ما پایدار ماندیم تا به آن‌ها بفهمانیم که آن‌ها تنها نیستند، و ما برای آن‌ها مبارزه می‌کنیم. کارگران خانگی از سرتاسر تگزاس آمدند تا بخشی از گردهم‌آیی باشند. آن‌ها داستان خانواده آن‌ها را در خانواده خودشان دیدند. آن‌ها نیز به دنبال امنیت و شروعی تازه به اینجا آمده بودند. زندگی بهتری برای خانواده‌هایشان، و آن‌ها در چشم آن بچه‌ها بچه‌های خودشان را دیده بودند.

و با چشمان اشک‌آلودمان، ما به یکدیگر نگاه کردیم و از یکدیگر پرسیدیم، «ما چطور به اینجا رسیدیم، تا بچه‌ها را در قفس قرار دهیم و آنها را از افرادی که بیشتر از هرچیزی در دنیا دوستشان دارند جدا کنیم؟» چطور؟ و چیزی که من با خودم فکر کردم این بود: اگر کارگران خانگی مسئول بودند، این اتفاق هرگز نمی‌افتاد. انسانیت ما هیچ‌وقت این‌قدر متزلزل نشده بود که با بچه‌ها اینطور رفتار کنیم. دالایی لاما زمانی گفت که عشق و غمخواری از واجبات هستند، نه تجملات. بدون آن‌ها، انسانیت دوام نمی‌آورد. به عبارت دیگر، آن‌ها برای موجودیت انسان ضروری هستند. کارگران خانگی مسئول ضروریات هستند. آن‌ها عشق می‌ورزند و مراقبت می‌کنند، و هر اتفاقی هم بیفتد آن‌ها دلسوز هستند.

ما در زمانی از انتخابات اخلاقی قرار داریم هر سمتی که می‌چرخیم: در مرز، در جعبه رای، در محل کارمان، درست در خانه‌مان، سرشار از انتخابات اخلاقی است. وقتی که روزتان را می‌گذرانید و با این انتخابات اخلاقی مواجه شدید، به لیلی فکر کنید. مثل لیلی فکر کنید. مثل یک کارگر خانگی فکر کنید که حضور دارد و هر اتفاقی هم بیفتد مراقبت می‌کند. هر اتفاقی بیفتد عشق می‌ورزد و غمخوار است. مثل یک کارگر خانگی حضور پیدا کنید، چون بچه‌های ما روی ما حساب می‌کنند


این مطلب را برای دوستانتان هم ارسال کنید :



سخنرانی خانم جین پو در تد 2018 در مورد فعالیت زنان خانه دار : من امشب می‌خواهم درباره کاری که سایر کارها را ممکن می‌سازد صحبت کنم، درباره میلیون‌ها زنی که